صد روز اول در كانادا
خوب! اکنون در هواپيما نشستهاید و براي چندمين بار پاسپورت را باز كردهايد، ويزاي قرمزرنگ كانادا با بخشهاي براق و زيبايش را سبك سنگين كردهايد و چندباري عبارت روي آن را خواندهايد.
شما خسته از اين چند ماهه آخر خصوصا اين روزهاي آخر كه با خواب كم و فعاليت زياد همراه بوده، تقريبا روي صندلي پروازي كه شما را به احتمال فراوان به يكي از پايتختهاي اروپايي ميبرد غش كردهايد. اگر از خدمات سازمان مهاجرت (IOM) استفاده كردهايد به احتمال زياد پرواز تخفيفدار اما یکسره شما با شرکتهای هواپیمایی بريتيشايرویز يا لوفتانزا خواهد بود و نماینده سازمان در لندن يا فرانكفورت به سراغ شما ميآيد تا كارهاي مربوط به پرواز دوم را هماهنگ كند پس خيالتان راحت است اما هنوز نه آنقدر راحت و آسوده كه بتوانيد لختي بیاسایید.
تمام لحظات چند روز گذشته چون یک سریال داستانی تلویزیونی در جلوي چشم شما با سرعتهاي مختلف عقب و جلو ميرود؛ ماجراي خداحافظي از دوستان، همكاران اداره يا شركت و همسايگان. و لحن همگي طوري بوده كه انگار شما در حال رفتن به بهشت هستيد و آنها مجبور به ماندن در جهنم. سریال ادامه دارد: فروش لوازم منزل. گريه و شادي اعضای خانواده، خوشحال كه بالاخره پروسه مهاجرت جواب داده و غمگين از دوري. دوستان قديمي كه ناگهان دوباره پيدايشان شده و همگي پيشنهادات جالبي درباره آينده همكاريهاي بين دول ايران و كانادا دارند! فروش لوازم و وسايل يا پيداكردن جايي براي باقي گذاشتن اندوختهاي كه شايد روزي روزگاري بخواهيد به کاری بزنید؛ همان روز مبادا. يافتن فرد یا افرادی امين و راستکردار كه بخشي از آنچه در ايران باقي ميگذاريد را به آنها بسپاريد. راستی که هرروز از تعدادشان بیشتر کاسته ميشود، و از همه مهمتر براي هزارمين بار قول دادن به مادر همسر (اگر ازدواج کرده باشید) كه همسرتان را تنها نميگذاريد و از دو چشمتان هم بيشتر مراقبش خواهيد بود و نميگذاريد دست به سياه و سفيد بزند...
همه اينها كارهاي بسيار سختي بوده كه توان زیادی از شما گرفته اما وظایف و مشغلههای سختتر هنوز باقیمانده است. آنچه بيش از همه اهمیت دارد نحوه گذراندن ماههای اول در کشور جدید است چرا که به تجربه ثابت شده است بیشترین آمار بازگشت، مربوط به کسانی است كه ماههاي نخستين اقامت خود را سپری میکنند.
متاسفانه اکثر ما تمام همت و برنامهریزی خود را برای تا پای پلکان هواپیما صرف کردهایم و فراموش میکنیم بخش اصلی کار به چگونه پیاده شدن از هواپیما مربوط میشود نه چگونه سوار شدن به آن! هر چه با آرامش و اطمینان بیشتر و آگاهانهتر پا به خاک سرزمین جدید بگذاریم، فرایند مهاجرت مطمئنتر و بادوامتری خواهیم داشت.
به همین دلیل در این میان چند سوال کلیدی وجود دارد که باید پیش از همه پاسخی روشن و دقیق به آنها داد:
چه زمانی وارد خاك كانادا شويم؟
اگر متاهل هستیم، آیا با همسر و فرزندان بیاییم یا ابتدا به تنهایی این مسیر را طی کنیم؟
چگونه محلي را براي اقامت بیابیم؟
در چند ماه اول بايد چه كارهاي اداري، بانكي و نظاير آنها را انجام دهيم؟
با معضل جستجوي كار مناسب چه كنيم؟ و الي آخر...
در اين بخش شمارا با مهمترين مسايلی كه يك تازهوارد در ماههاي اول با آن روبرو است و اطلاعاتي كه بايد بداند، از نحوه ثبتنام در كلاسهاي زبان و مهدكودك گرفته تا تهيه جا، گواهینامه، اینترنت، تلويزيون كابلي و غیره آشنا میکنیم.
همچنین به تفصیل درباره خدماتی که کنپارس میتواند برای یک لندینگ راحت و کم دغدغه برایتان انجام دهد و آنها را تحت بستهای با عنوان همین فصل (100 روز اول در کانادا) در اختیارتان قرار دهد، سخن خواهیم گفت.
با ما باشيد تا دريابيد ماههاي اول مهاجرت بهتر است چگونه طی شود.
حالا ناگهان بيدار ميشويد، صدايي از بلندگوي هواپيما ميگويد: «تا لحظاتي ديگر در فرودگاه بينالمللي تورنتو به زمين خواهیم نشست.»
به كانادا خوش آمديد Welcome to Canada