آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه
عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه هر مطلب امتیاز جمع
کنید! شما می توانید با این امتیاز ها، محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید،
از اینجا وارد شوید. اگر
هنوز عضو سایت نشده اید،
از اینجا ثبت نام کنید. عضویت
در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس،
اینجا کلیک کنید.
مطلب را به اشتراک بگذارید:
در
یادداشت های قبلی مرتبط با این سرفصل بیان کردیم که متاسفانه فرایند فراگیری زبان انگلیسی در ایران دقیق و موثر نیست و نتیجه آن شده که بسیاری از ایرانیان به رغم تحصیل طولانیمدت این زبان از آمادگیهای لازم برای ورود موفقیتآمیز به یک جامعه انگلیسیزبان – نظیر کانادا – برخوردار نیستند و همین سبب بروز مشکلاتی برای آنها و تاخیر در ورود به بازار کار متناسب با سوابق شغلی و سایر تواناییهای آنها میشود.
بخشی از این مسئله به ضعف موسسات آموزش زبان و فقدان نظام کارآمد ارزشیابی در آنها باز میگردد اما مشکل اصلی متوجه خود زبانآموزان است چرا که گامهای اصلی و مهم یک فرآیند آموزشی موثر را طی نمیکنند. گامها اینها هستند:
۱- پاسخ به این پرسش کلیدی که ما دقیقاً برای تحقق چه هدفی زبان میآموزیم؟ کار، تحصیل ...؟
۲- ارزیابی اولیه دقیق از مهارتهای زبانی بر اساس هدف مشخص شده در گام قبلی
۳- انتخاب روشها و مواد آموزشی متناسب با نتایج ارزیابی اولیه
۴- تنظیم زمانبندی مشخص برای رسیدن به مراحل بعدی و انجام ارزیابی ثانویه دقیق در پایان هر مرحله
۵- بازخوانی و اصلاح مواد و روشها بر اساس ارزیابی ثانویه و تکرار مرحله ۴
در دو مقاله قبلی به گام اول و همچنین اهمیت مقوله ارزیابی دقیق در گامهای دوم و چهارم اشاره شد اما سوال این است که عملاً چه باید کرد تا در زمانی کوتاهتر، به نتایج بهتر و موثرتری دست یافت. اجازه دهید وارد جزییات عملیتری شویم.
اگر به نکات پیشتر گفته شده باور داشته و واقعاً فراگیری زبان را هدف قرار دادهایم باید ابتدا قصد خود از فراگیری زبان را روی کاغذ بیاوریم و آن را برای خود شفاف و روشن سازیم. ممکن است در آینده و بسته به تغییر شرایط نظرمان و هدفمان تغییر کند و تصمیم جدید بگیریم اما الان باید تکلیف خود را با هدف فعلی روشن کنیم. مثلاً بگوییم من میخواهم توانایی خود در بکارگیری زبان انگلیسی در زندگی روزمره را افزایش دهم. یا من میخواهم توانایی خود در بکارگیری مواد آکادمیک اعم از کتب، مقالات علمی، سخنرانیها و لکچرهای آموزشی در رشته فلان را افزایش دهم.
در مرحله بعد باید مهارتهای متناسب با آن حوزه را شناسایی کنیم. مثلاً یک علاقهمند به تحصیل در کالج باید بتواند مقالات علمی را به خوبی بفهمد (Reading)، لکچرهای علمی را به خوبی دریابد و نت برداری کند (Listening and Note taking) و حداقل قادر به نگارش essay های ۵ پاراگرافی (Writing) باشد. درحالیکه کسی که میخواهد در حوزه تلهمارکتینگ کار کند باید بتواند به خوبی با تلفن صحبت کند و سخنان مخاطب را بدون مشاهده وی درک کند (بنا بر نتایج تحقیقات، بیش از ۷۰ درصد از ادراکات ما در یک مکالمه رودر رو به دلیل مطالب غیر شنیداری اعم از فرم چهره و اداهای گوینده و نتایج عکسالعملهای او به نوع اعمال ما در شنیدن سخنان او باز میگردد که در یک گفتگوی تلفنی همه این موارد حذف میشوند.)
همانطور که دیده میشود شناسایی هدف نهایی با جزییات دقیق و روشن، کار سادهای نیست و به مطالعه، تحقیق و مشورت با متخصص این حوزه – مثلاً کسی که پیشتر این مسیر را با موفقیت طی کرده یا مربی کارآزموده – نیازمند است. هر چقدر بتوانیم در این مرحله ضرورتهای مورد نیاز هدف نهایی را دقیقتر مشخص کنیم در آینده راحتتر و سریعتر حرکت خواهیم کرد.
خوب الان مقصد را با همه جزییات آن شناسایی کردهایم. کار بعدی چیست؟ واضح است که باید دریابیم در مقایسه با هر یک از اجزای مقصد، ما در کجا ایستاده ایم (گام دوم). در واقع باید در هر یک از این مهارتها، میزان آمادگی و نقاط ضعف و قوت خود را ارزیابی کنیم. شرکت در یک آزمون استاندارد میتواند تا حدودی به ما کمک کند اما چون آزمونهای استاندارد عموماً برای تعیین سطح مهارتها برای متقاضیان ورود به دانشگاه طراحی شدهاند، نتایج آنها لزوماً تمامی تواناییهای زبانی را پوشش نمیدهد. همچنین آزمون نظیر تافل که هر یک از مهارتها را در مقایسه با سایر مهارتها و در ترکیب آنها با یکدیگر ارزیابی میکند به واقعیت نزدیکتر است و البته به همین دلیل هزینه آن هم بیشتر است. البته اگر بخاطر آوریم که عدم ارزیابی اولیه مناسب که به اتلاف وقت، پول و انگیزه بینجامد به مراتب پرهزینهتر خواهد بود شاید شرکت در یک آزمون استاندارد تنها به جهت شناسایی تواناییهای خودی به هزینههایش بیارزد. کمک گرفتن از یک استاد با سابقه زبان انگلیسی نیز میتواند مفید باشد. به شرط آنکه به تواناییاش در ارزشیابی باور داشته باشیم و قبل از هر چیز قصد و هدف خود را به او توضیح داده باشیم و از او بخواهیم که متناسب با آنها سنجش را انجام دهد. یک روش مکمل هم میتواند شرکت در ارزیابی اولیه دو یا سه مرکز مختلف آموزشی است تا سعی شود از خلال آن به یک جمعبندی از وضعیت زبان در هریک از مهارتها دست یافت. با تاکید بر این نکته که این روش لزوماً وضعیت ما در یک حوزه بخصوص (مثلاً میزان آمادگی زبانی برای یک شغل خاص) را معین نمیسازد.
در این مرحله بسیار مهم است که تقلب نکنیم. نه در ارزیابی اولیه و نه ثانویه. دوستان بسیاری را بخاطر دارم که بدون آمادگی زبانی در آزمون آخر دوره شرکت میکردند و سعی میکردند با تقلب و کمک گرفتن از دیگران به مقطع بالاتر بروند. چنین افرادی در واقع خود را فریب میدهند. اینها به عادت تحصیل در مدرسه یا دانشگاه فکر میکنند که کلاس زبان هم به خودی خود ارزش علمی و کردیتی دارد و مثلاً اگر کسی یک دوره ۵ ترمه Intermediate را پشت سر بگذارد، حتماً از نظر زباناموزی هم به همین میزان رشد کرده است در حالیکه این خیالی باطل است. مهارتهای زبانی شما همانهایی هستند که با شما هستند. نه آنچه که شما با مرور یا حفظ کردن در شب امتحان یا تقلب آنها را نمایش میدهید. به همین دلیل بهترین آزمون و ارزیابی، ارزیابی ناگهانی و بدون پیشآمادگی است. ارزیابی که به شما نشان دهد در یک لحظه بخصوص، کدام قواعد دستور زبان (گرامر) را میتوانید در موقعیتهای واقعی استفاده کنید، کدام لغات، ملکه ذهنتان شده و چقدر قادر به درک و فهم یک مقاله مکتوب یا قطعه رادیویی هستید.
میزان تحصیل در هر حوزه وابسته به سطح آمادگی کلی زبان شما دارد. مثلاً اگر شما در ارزیابیها در سطح عمومی مقدماتی (elementary) قرار دارید باید همین متدهای عمومی را حداقل تا پایان دوره پیش- متوسطه pre-intermediate ادامه دهید. در پایان این دوره (به شرطی که این پایان واقعی باشد نه صوری) شما میتوانید (و باید) در کنار ادامه دادن به مسیر زبان عمومی، بر اساس هدفگیری انجام شده، فراگیری خاص زبانی را هم با تمرکز بر حوزهها و مهارتهای هدفگیری شده آغاز نمایید. مثلاً اگر برای مهارتهای زندگی روزمره آماده میشوید باید پس از مدت زمان معینی بتوانید چنین نیازهایی (از جمله خرید کالاهای ضروری از سوپرمارکتها، حضور در مطب پزشکان و بیان درد و بیماری خود، حضور در رستوران و مراکز تفریحی، خرید یا اجاره خودرو و....) را برآورده سازید.
سوال اینجاست که اگر به پایان دوره متوسطه رسیدیم چه باید بکنیم. آیا باید مسیر را به سمت مقاطع بالاتر ادامه دهیم یا قید دوره عمومی را بزنیم و فقط بر روی حوزه هدفگیری شده متمرکز شویم؟ به این پرسش در مطلب دیگری پاسخ خواهیم داد.
آیا میدانید اولین گام برای
مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل
فرم ارزیابی رایگان است!
هشدار: همه حقوق این مطلب متعلق به سایت شرکت کنپارس است و استفاده
غیر مجاز از آن موجب تعقیب قانونی است. برای اطلاع از چگونگی استفاده مجاز از این مطلب
آیین نامه مربوطه را
اینجا بخوانید.
جمعه ۲۵ اردي بهشت ماه ۱۳۸۸ در ۰۲:۰۳:۳۲ ق.ظ
-
پیوند همیشگی
تعداد بازدید: ۳۹۴۱