آیا میدانید با ورود به سایت کنپارس با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور خود، می توانید ضمن استفاده از مطالب ویژه اعضا، با مطالعه و به اشتراک گذاری هر مطلب امتیاز جمع کنید! بااستفاده از این امتیاز ها، می توانید بر روی قرارداد خود با کنپارس تخفیف دلاری بگیرید و یا محصولات و سرویس های کنپارس را خریداری کنید!
در صورتی که عضو سایت هستید، از اینجا وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید، در این صفحه ثبت نام کنید. عضویت در سایت رایگان وسریع است! برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم امتیاز دهی کنپارس، اینجا و اینجا را ببینید.
  • سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی

    سیزدهمین برگ از دفتر خاطرات مونترالی!

اولین تماس‌ها میان مهاجر و خانواده، دشوارترین آنها هم هست. خانم کیا از خاطراتش و احساساتش در این موارد می‌گوید.

نیکا کیا

امروز یه کمی خصوصی‌سازی بخش غیر خصوصی در پیش داریم!

تلفنمو که راه انداختم، با کارت تلفنی که دست و پا کرده بودم، به خونه زنگ زدم. صدای جیغ خوشحالی مادرم مو به تنم صاف کرد. پدرم با خنده بغض صداش رو قایم می‌کرد. مادربزرگم حق حق گریه می‌کرد و پدربزرگم برای گرفتن گوشی تلفن بال بال میزد. "خدایا! من چی کار کرده بودم؟! چه ظلمی در حق این خانواده کرده بودم؟" احساس کردم خودخواه‌ترین آدم روی زمین هستم.

"قطع کن ما میگیریم"

تصمیم گرفتم فقط به تلفنم فکر کنم. تو ایران پول موبایلم از ۲۵هزار تومان بیشتر نمیشد. اگه هم میشد یعنی خیلی زیاد حرف زده بودم، اینجا اگه همه چیز طبق قرارداد پیش میرفت و ناپرهیزی نمیکردم، نزدیک ۴۰ دلار رو شاخش بود، یا رو شاخم بود! اون آقایی که ازش تلفن گرفته بودم داشت به یکی راجع به سیستمی به اسم PREPAID توضیح میداد. گوشامو تیز کردم! مثل ایرانسل میموند. تلفنی که فقط با مقادیر ناچیزی فعالش میکنی، بعد مدام شارژ میکنی! یه برنامه هم واسه خودت میریزی که چه امکاناتی میخوای که این برنامه رو هر وقت خواستی، میتونی تغییر بدی. میتونی تنظیم کنی که روزانه یا ماهیانه یا دقیقه‌ای شارژ بشی. که اینم باز مثل برنامه‌های ثابت، اگر بیشتر از مقدار مجاز یا خارج از محدوده مجاز استفاده بشه، از شارژ کارت کم میکنه! مثلا اگر برای یک ماه گرفته باشی، ممکنه ۲ روزه تموم بشه! اینجوری که این آقاهه میگفت، اینجا هم مثل برنامه های غیرشارژی، داستان گوشی تلفن به راهه! یعنی یا باید از خودشون گوشی بگیری یا باید اون گوشی که داری با سیستم اینا بخونه! بعدا فهمیدم که سیستم Prepaid از نظر دقیقه‌ای خیلی گران‌تر در می‌آد و بیشتر به درد کسانی میخوره که استفاده کم و کوتاه‌مدت دارند؛ مثلا مسافرها یا خانم‌های خانه‌دار که فقط در بعضی مواقع مثل خرید! به تلفن نیاز دارند.

چرا زنگ نزدن؟ نکنه نشستن به گریه؟ بدون اینکه مرکز خرید به اون بزرگی رو متر کنم و مثل آدمهای دیگه کلی خرید کنم، اومدم بیرون! حس خرید نبود. تازه، مامانم هم نبود که ازش بپرسم این خوبه یا اون؟ این بهم بیشتر میاد یا اون؟ حتی وقتی میرفتم خونه، اونجا نبود. واسه چی کفش امتحان کنم و یه سایز کوچیکترشو براش بگیرم و ببرم خونه... بابام تو خونه نمی بود که به هوای سورپرایز کردنش برم یه لباس مردونه‌فروشی و پیرهنهاش رو ببینم، ببینم بابام کدوم رنگی نداره  که براش بگیرم و الی آخر... نه! اصلا حس مغازه‌گردی نبود! چرا زنگ نمیزدن!  از چپ وارد اینجا شده بودم یا راست؟ یه صدا درونم گفت، چه اهمیتی داره! فقط برو! زنگ زدن... همون صداهه گفت، برندار، چی میخوای بگی؟ بیخیال اون صدا شدم ولی نمیدونستم چی باید بگم. چه جوری باید صحبت کنم. باید با خوشحالی حرف میزدم؟ اونوقت فکر نمیکردن انگاری ایران بهم چقدر سخت گذشته که یه روزه کلی شادمان شدم؟ پس باید با ناراحتی حرف میزدم؟ نه! ناراحت میشدن! حالا فکر میکردن این یه روزه چقدر بهم سخت گذشته! 

"هوا چطوره؟"  هوا خوب بود خداییش... "آدامها چطورن؟" من و نظر دادن؟ به نظر من همه خوب بودن! من بوشواک (Bushwack) کارتون لاکی لوک بودم تو این موقعیت‌ها! همه خوب بودن، همه مهربون بودن، همه میخواستن باهام دوست بشن! "راحتی؟" راستش غریبی حالیم نبود از اون اول! نمیدونم چرا! به گمون خودم، یه جایی، یه زمانی، یه سیمی تو وجودم اتصالی کرده و سوخته، نمیفهمم غربت به چی میگن! شاید هم به همین احساس نفهمی میگن! کلاً راحتم، ولی یه چیزی سنگینی میکنه. از اون اول، تو فرودگاه ایران سنگینی میکرد. هنوزم بعد از ماهها، سنگینی‌اش رو احساس میکنم! نمیدونم چیه! نه! دلم قرمه‌سبزی و میرزا قاسمی نمیخواد! یه باری اضافه شده بهم که با گذشت زمان، این بار اضافه‌تر هم شد. احساس تکراری دلگیرکننده سنگینیه! اینو دیگه نگفتم، فقط گفتم، راحتم و احساس غریبی نمی‌کنم. "ایرانی زیاد هست؟" آره گمونم. "ناهار چی خوردی؟" نکته حساسی بود. هنوز ناهار نخورده بودم. گفتم که کلی کار دارم و اصلا یاد ناهار نبودم. یه چیز سالم یه جایی گیر میاد که بخورم بالاخره!

بابا بزرگم گوشی رو قاپید. "الآن کجایی؟"... "هوا چطوره؟"... "آدمهاش خوبن؟"... "راحتی؟"... "با کله‌سیاهها بد برخورد نمیکنن؟"... "نژادپرست نیستن؟"... "راحت باهاشون ارتباط برقرا میکنی؟"... "احساس غربت نمیکنی؟"... "ناهار چی میخوای بخوری؟"...

تاپ تاپ قلبم آروم نداشت. می‌ترسیدم چیزی بگم ناراحت شن یا جوری متفاوت از منظورم برداشت بشه. می‌ترسیدم از سوال تکراری جواب دادن خسته بشم و این خستگی تو صدام معلوم بشه. میترسیدم نحوه جواب دادنم یا جوابهام بد به نظر بیان...

کافی‌شاپ می‌بینم. بشینم توش؟ قهوه میخوام، معمولی باشه. سایز معمولی. با یه کیک معمولی. یه قیمت معمولی (خداییش آخرین باری که در مملکت عزیز رفتیم کافی شاپ دو برابر این پول داده بودیم!) یه جای خوب پیدا کردم. نرم نرمک قهوه‌ام رو میخوردم. خدایا متشکرم. بابت اون لحظه. بابت آرامشش، بابت قهوه‌اش، بابت صندلیش، بابت اینکه اولین باریه که تو زندگیم جرات کردم تنهایی برم کافی‌شاپ، تجربه بدی به دنبال نداشت. دختر تنها تو کافی‌شاپ، خیلی معمولی بود!

رو شیشه چسبونده بودن: Wi Fi مجانی! ملت لپ‌تاپ به دست میومدن و ساعتها مینشستن. هیشکی تند تند روی میزشونو تمیز نمی‌کرد که بهشون بفهمونه باید جمع کنن و برن! صف طولانی جلو صندوق توجهم رو جلب کرد. یکی کلی طول کشید کیک انتخاب کنه و آخرشم گفت اصلا کیک نمیخواد! هیچکس پشت سرش شکایت نکرد و غر نزد. کجای زمان صبر و تحمل از ژنهای ما حذف شده بود؟ جالب‌تر اینکه فقط اونایی که رو صندلی‌های بیرون مینشستن اجازه داشتن سیگار بکشن. متاسفانه و بسیار زیاد متاسفانه سیگار، دوست خوب اکثر کافی‌شاپهای تهرون بود. یادم میاد با سرفه و خواهش تمنا که از آدم‌ها می‌خواستیم سیگار نکشن ازمون میخواستن جامونو عوض کنیم تا دود سیگار اذیتمون نکنه!

باید اعتراف کنم که میدونم نوشتن، نبود خیلی چیزها رو جبران نمی‌کنه و حتی به وجود خیلی چیزا ارزش نمیده! ولی ناخودآگاه مقایسه می‌کنم. همیشه و همه جا و هنوز مقایسه می‌کنم. و باید حتما بگم که خدا گواهه هیچ‌ وقت هیچ چیزی بهم کمک نکرد. هیچ چیزی بهم کمک نکرد و نمیکنه از ایران بدم بیاد! نه نبود دود سیگار تو کافی‌شاپ و نه کمتر بودن پول قهوه. نه نگاه‌های معمولی آدم‌های اینجا و نه برخورد همراه با احترامشون. نه وقتی می‌بینم اون یکی دو تا گدا تو خیابون بهم نمیچسبن و روح تمام رفتگان و جون همه بازمانده‌هام رو بخاطر مقادیر ناچیزی پول قسم نمیدن، دنبالم نمیان و اگه هم پول ندم تا هفت نسل بعد و قبلم رو نفرین نمیکنن... هیچ کدوم این تفاوتها باعث نمیشه از ایران بدم بیاد. نه این کوچیکها و نه تفاوتهای بزرگتر و عظیمترش.

تلفن از آمریکا، یه فامیل دوست داشتنی بود. "الآن کجایی؟"... "چی کار می‌کنی؟"... "چی؟ رفتی نشستی تو کافی‌شاپ؟"..."راحتی؟"... "جات خوبه؟"..." چیزی میخوای پست کنم؟"... " اونجایی که هستی ایرانی زیاده؟"... "لهجه عجیب غریب ندارن؟ انگلیسی میفهمن؟" اینجا رو خوب پرسید! تا جایی که من برخورد کرده بودم همه دوزبانه بودن.

"هوا چطوره؟"..."آدمها چطورن؟" گریه و گریه و گریه. آخه خدا پدر و مادرتون رو بیامرزه، چرا گریه میکنین؟ "برای غریبیت گریه می‌کنم. برای تنهاییت گریه می‌کنم!" غریبی چیه؟ غربت کجاست؟ 

"چقدر بی‌عاطفه‌ای! چطور میتونی؟" این جمله خنجری بود صاف تو قلبم! احساس کردم نفسم بالا نمیاد. راست می‌گفت؟ من بی‌عاطفه بودم؟  

"دلت تنگ شده؟" هنوزم این یکی از سخت‌ترین سوال‌هاست. موضوع صحبت رو عوض کردم. گریه نداشتم ولی اصلا حس خنده هم نبود مخصوصاً با اون خنجری که خورده بودم. یه نفس عمیق کشیدم و اونقدر چرت گفتم و خندیدم تا این فامیل عزیز گریه‌اش بند اومد...

با یه پیام کوتاه شماره‌ام رو به پریوش اطلاع دادم... یک دقیقه نشد که زنگ زد... 

 


آیا میدانید اولین گام برای مهاجرت به کانادا و دریافت اقامت دایم کانادا تکمیل فرم ارزیابی رایگان است!


يك شنبه ۲۶ تير ماه ۱۳۹۰ در ۰۲:۲۲:۴۳ ب.ظ - پیوند همیشگی
نیکا کیا - بازدید : ۴۲۹۹ - برچسب ها:
100days-travelخاطرات مهاجرتنیکا کیا
ثبت دیدگاه شما
دیدگاه ارسالی شما پیش از نمایش نیاز به تایید مدیریت خواهد داشت.
مطالب مرتبط:
راه هایی برای اقتصادی تر مسافرت کردن
توصیه نشریه Canadian Immigrant

راه‌هایی برای اقتصادی‌تر مسافرت کردن

۲۷ دي ۱۳۹۵ - دور بودن از کشور زادگاه تاثیر زیادی بر روابط خانوادگی و فامیلی افراد به جا می گذارد. البته درست است که اعضای خانواده می توانند برای دیدار با شما به کانادا...
نکاتی درباره کارت اظهارنامه گمرکی کانادا

نکاتی درباره کارت اظهارنامه گمرکی کانادا

۱۰ آبان ۱۳۹۵ - مسافرانی که به مقصد کانادا پرواز می کنند قطعا دیده اند که در فاصله ۱-۲ ساعت مانده به زمان فرود، خدمه هواپیما کارت هایی را در میان مسافران توزیع می کنند. این...
قسمت دوم   اسکان در خانه های دوبلکس
راهنمای زندگی در مونترال برای مهاجران

قسمت دوم - اسکان در خانه‌های دوبلکس

۵ مهر ۱۳۹۵ - در نوشتار گذشته انواع آپارتمان را به شما معرفی کردیم. در این قسمت قصد داریم شما را با انواع خانه در مونترال آشنا سازیم و توضیح کوتاهی درباره مزایا و معایب...
قسمت اول   انواع آپارتمان مسکونی در مونترال
راهنمای زندگی در مونترال برای مهاجران

قسمت اول - انواع آپارتمان مسکونی در مونترال

۱ مهر ۱۳۹۵ - مقدمه یکی از نکاتی که مهاجرین در ماه ها و سال های اول اقامت خود در کشور جدید با آن مواجه می شوند این است که مهاجرت تنها تغییر محل زندگی نیست...
آغاز سفر به کانادا

آغاز سفر به کانادا

۲۵ شهريور ۱۳۹۵ -   آغاز سفر به کانادا   خوب! اکنون در هواپیما نشسته‌اید و برای چندمین بار پاسپورت را باز کرده‌اید، ویزای قرمزرنگ کانادا با بخش‌های براق و زیبایش را سبک سنگین کرده‌اید و چندباری عبارت...
تهیه تلفن همراه در کانادا
توصیه‌هایی به تازه‌واردان

تهیه تلفن همراه در کانادا

۱ امرداد ۱۳۹۴ - این متن در این صفحات از شماره نوروزی پرنیان منعکس شده است.  یکی از ضروری‌ترین نیازهای مهاجران در بدو ورود دسترسی به سیستم‌های ارتباطی مانند تلفن همراه و ثابت، اینترنت و شبکه‌های تلوزیونی خصوصی...
تهیه تلفن همراه در کانادا
توصیه‌هایی به تازه‌واردان

تهیه تلفن همراه در کانادا

۷ فروردين ۱۳۹۴ - این متن در این صفحات از شماره نوروزی پرنیان منعکس شده است.  یکی از ضروری‌ترین نیازهای مهاجران در بدو ورود دسترسی به سیستم‌های ارتباطی مانند تلفن همراه و ثابت، اینترنت و شبکه‌های تلوزیونی خصوصی...
من  هم  مونترال هستم ۱
خاطرات مهاجرت: قسمت شانزدهم

من "هم" مونترال هستم-۱

۲۱ بهمن ۱۳۹۰ - نیکا کیا سلام! اعتراف می‌کنم به میزان بسیارغیر قابل وصفی چشم خوردم! راه رفتم، ملت حاضر در شعاع ۵۰ کیلومتری گفتن، "آفرین... خوش به حالت، یه جایی، یه چیزایی می‌نویسی، اونم زبون مادری،...
اولین خرید مایحتاج در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت پانزدهم

اولین خرید مایحتاج در مونترال

۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - نیکا کیا قدم اول پیدا کردن محلی بود که بسته‌هام رو باید تحویل می‌گرفتم! هر کسی یه آدرسی میداد. نتونستم اعتماد کنم. از رو برگه‌های رسیدی که تهرون بهم داده بودن و...
برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی
خاطرات مهاجرت: قسمت چهاردهم

برگ سیزده بعلاوه یک مونترالی

۳۰ امرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا پرانتز باز، قلب بنده امروز بی‌اندازه خوشحال می‌باشد! نمیدونم چرا، اصلا سر جاش بند نمیشه، مدام میپره بالا و پایین. گاهی احساس می‌کنم  میخواد بیاد بیرون از قفسه صدریم! خیلی...
شرایط  معمولی  تلفن همراه در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت دوازدهم

شرایط «معمولی» تلفن همراه در مونترال

۴ تير ۱۳۹۰ - نیکا کیا سرم ازمسائل بانکی درد گرفته بود. دلم یه کافی‌شاپ خوشگل معمولی می‌خواست که بشینم ۴ تا آدم بی‌خیال معمولی ببینم، یه قهوه داغ معمولی بخورم با یه کیک خوشمزه معمولی...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  کارت اعتباری  Credit Card
خاطرات مهاجرت: قسمت یازدهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال: کارت اعتباری (Credit Card)

۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا یه زمانی تو زندگیم فکر می‌کردم فقط واسه خرید کردن یا پرداخت مبالغ از طریق اینترنت خوبه! فکر می‌کردم یه چیزیه  که میتونم باهاش از هرجای دنیا پول از حساب...
برخی کشفیات بانکی در مونترال  قسمت اول
خاطرات مهاجرت: قسمت دهم

برخی کشفیات بانکی در مونترال -قسمت اول

۵ خرداد ۱۳۹۰ - نیکا کیا سه تا خیابون اصلی موازی رو می‌شناختم تا الآن؛ از یکیشون برای رسیدن به محل مورد نظر اومده بودم بالا! راستش اینه که خیابون بیش از حد صاف بود و حتی طبق کشفیات سوق‌الجیشی اخیرم قاعدتا به سمت شرق اومده بودم. ولی نمیدونم چرا از اون روز به بعد، اون جهت اسمش شد؛ بالا! تصمیم گرفتم از...
اولین قدم خیلی به جلو در مونترال
خاطرات مهاجرت: قسمت نهم

اولین قدم خیلی به جلو در مونترال

۲۲ اردي بهشت ۱۳۹۰ - نیکا کیا در حد یه مسافر چمدونم رو باز کردم. فرداش باید SIN، بانک، تلفن و بیمه رو ردیف می‌کردم. باید به خونه زنگ می‌زدم، به فامیل‌های ساکن امریکا زنگ می‌زدم! یادم...
روز اول  مونترال  سه نقطه
خاطرات مهاجرت: قسمت هشتم

روز اول، مونترال، سه نقطه!

۲۵ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا خداییش اگر قرار بود اون روز یکشنبه رو خیلی خلاصه تعریف کنم، مینوشتم:سه نقطه! حافظه‌ای که از اون روز دارم اونقدر ناقص و بی در و پیکره که خودم گاهی...
چرا مونترال
خاطرات مهاجرت- قسمت هفتم

چرا مونترال؟

۸ فروردين ۱۳۹۰ - نیکا کیا ... بله! پریوش با چشم‌های برق زده منتظر من بود. اونقدر سفت بغلم کرد که احساس کردم یه عمری میشه ایرونی ندیده... یعنی منم ۱۰ روزه این قدر دلتنگ میشم؟ موقع بغل کردنش یه نیمکت دیدم. ازش خواستم بریم بشینیم. از موقعی که از صندلیم تو هواپیما پا شده بودم یه لحظه هم ننشسته...
جز راست نباید گفت
خاطرات مهاجرت- قسمت ششم

جز راست نباید گفت

۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - نیکا کیا  سالن تحویل بار خلوت بود. یه جایی بود مربوط به بارهای جا مونده. نزدیک ۵ ساعت از نشستنم می‌گذشت، فکر کردم یقینا چمدونهای بیچاره‌ام  «جا مونده» تلقی شدن! «خانوم ببخشید، من چمدونهامو تحویل نگرفتم...
آخرین مطالب سایت:
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 433
انتخاب شماره 72 اکسپرس انتری در 20 سپتامبر 2017

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 433

۱ مهر ۱۳۹۶ - در انتخاب شماره 72 اکسپرس انتری که صبح روز چهارشنبه 20 سپتامبر 2017 انجام شد، تعداد 2871 دعوت نامه با حداقل امتیاز 433 صادر شد.  در انتخاب شماره 71 اکسپرس انتری در تاریخ 6 سپتامبر...
رکورد جدید برای گردشگری مونترال

رکورد جدید برای گردشگری مونترال

مونترال تا پایان امسال، میزبان 11 میلیون گردشگر خواهد بود ۲۲ شهريور ۱۳۹۶ - روزنامه مترو مونترال صبح روز سه شنبه 12 سپتامبر 2017 نوشت: صنعت گردشگری مونترال همگام با سالگرد 375 سالگی شهر مونترال، رکورد جدیدی از خود به جای گذاشته است و تمام...
دومین سمینار انجمن همبستگی بازرگانی ایرانیان مونترال برگزار می شود

دومین سمینار انجمن همبستگی بازرگانی ایرانیان مونترال برگزار می شود

شنبه 30 سپتامبر 2017 ۲۲ شهريور ۱۳۹۶ - دومین سمینار و کارگاه انجمن همبستگی بازرگانی ایرانیان مونترال روز شنبه 30 سپتامبر 2017 برگزار می شود.  گروه همبستگی بازرگانی ایرانیان مقیم مونترال (IBNG) با هدف گسترش همکاری اعضا، بازاریابی و افزایش...
برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی جمعه اجرا می شود
31 شهریور ماه ساعت ۲۱:۰۰ به وقت تهران

برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی جمعه اجرا می شود

۱۹ شهريور ۱۳۹۶ - به اطلاع شما دوستان و همراهان می رسانیم که به درخواست مخاطبین کنپارس، برنامه زنده پاسخ به سوالات مهاجرتی با حضور علی مختاری،عضو رسمی انجمن کانادایی نظارت بر مشاورین مهاجرت ICCRC...
تلویزیون پرنیان استخدام می کند
دعوت به همکاری

تلویزیون پرنیان استخدام می کند

۱۷ شهريور ۱۳۹۶ - تلویزیون پرنیان، رسانه متمرکز بر جامعه ایرانیان مقیم آمریکای شمالی، برای تکمیل کادر حرفه ای خود در زمینه تصویربرداری از علاقه مندان دعوت به همکاری می کند.  داشتن شرایط زیر برای متقاضیان الزامی...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 435
انتخاب شماره 71 اکسپرس انتری در 6 سپتامبر 2017

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 435

۱۵ شهريور ۱۳۹۶ - در انتخاب شماره 71 اکسپرس انتری که صبح روز چهارشنبه 6 سپتامبر 2017 انجام شد، تعداد 2772 دعوت نامه با حداقل امتیاز 435 صادر شد.  انتخاب شماره 70 اکسپرس انتری در 23 اوت...
6 سپتامبر  دور دوم قرعه کشی اسپانسر کردن پدر و مادر در سال ۲۰۱۷
به دنبال نرسیدن پرونده کافی به اداره مهاجرت

6 سپتامبر، دور دوم قرعه کشی اسپانسر کردن پدر و مادر در سال ۲۰۱۷

پروموشن ویژه کنپارس برای زمان محدود ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ - وزارت مهاجرت، شهروندی، پناهندگی کانادا در تاریخ 6 سپتامبر 2017 دور جدیدی از قرعه کشی اسپانسر پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ را اعلام خواهد کرد.  گفتنی است که این دور از قرعه کشی...
چه خبر از مهاجرت به کانادا در ماه اوت ۲۰۱۷
مهم ترین اخبار مهاجرتی کانادا در ماه اوت

چه خبر از مهاجرت به کانادا در ماه اوت ۲۰۱۷؟

۱۰ شهريور ۱۳۹۶ - خلاصه اخبار مهاجرتی در ماه اوت ۲۰۱۷ را همچون ماه های گذشته در زیر بخوانید. چه کسانی می توانند پرونده مهاجرت شما به کانادا را نمایندگی کنند؟۳۰ اوت مدتی است که شاهد...
تبدیل CLB به نمره آیلتس
چه مدرک زبانی در برنامه های مهاجرتی کانادا مورد نیاز است؟

تبدیل CLB به نمره آیلتس

۹ شهريور ۱۳۹۶ - اگر شما قصد مهاجرت به کانادا را کرده باشید، قطعا در خصوص شرایط برنامه های مهاجرتی کانادا و الزامات آنها تحقیق و جستجو کرده اید و برای داشتن مدرک زبان مورد...
می خواهم برای مهاجرت  وکیل کانادایی بگیرم
توهم یا تفاخر کاذب

می خواهم برای مهاجرت وکیل کانادایی بگیرم

۷ شهريور ۱۳۹۶ - سال هاست که در زمینه مهاجرت به کانادا فعالیت می کنم و در این سالها به دلیل جنس کار با وکلای بسیاری آشنا شده ام. در چند سال اخیر هفته ای...
اضافه شدن گزینه جدید در قسمت جنسیت گذرنامه کانادایی
این تغییر از 31 اوت 2017 اجرایی می شود

اضافه شدن گزینه جدید در قسمت جنسیت گذرنامه کانادایی

۴ شهريور ۱۳۹۶ - در قسمت مشخص کننده جنسیت در گذرنامه کانادایی، علاوه بر گزینه های زن و مرد، گزینه X نیز اضافه خواهد شد. احمد حسین، وزیر مهاجرت، پناهندگی و شهروندی کانادا صبح امروز جمعه...
دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 434
انتخاب شماره 70 اکسپرس انتری در 23 اوت 2017

دور جدید انتخاب های اکسپرس انتری با حداقل امتیاز 434

۱ شهريور ۱۳۹۶ - در انتخاب شماره 70 اکسپرس انتری که صبح امروز چهارشنبه 23 اوت 2017 انجام شد، تعداد 3035 دعوت نامه با حداقل امتیاز 434 صادر شد.  انتخاب شماره 70 اکسپرس انتری، سومین دور...

راهنمای جستجو در سایت

  • جهت جستجوی یک عبارت خاص از گیومه در دو طرف عبارت استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجوی چند کلمه در کل مطلب، کلمات را با فاصله از هم وارد کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها عنوان مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از عنوان: و یا title: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها متن مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از متن: و یا body: استفاده کنید. مانند:
  • جهت جستجو در تنها خلاصه مطالب، پیش از کلمه کلیدی خود از خلاصه: و یا brief: استفاده کنید. مانند:
  • شما می توانید تمام موارد را ترکیب کنید. برای ترکیب شرایط عنوان، متن و خلاصه، بین شرط ها ; (سمی کالن - semicolon) قرار دهید. مانند:
    • عنوان:دهان و دندان;متن:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
    • title:دهان و دندان;body:"مسیر شغلی دندانپزشکان" (نشانم بده)
  • توجه داشته باشید که هر مطلبی که در آن حداقل یکی از شرایط جستجو برقرار باشد در نتایج جستجو قرار می گیرد.